دوشنبه 10 تیر 1387
وقتی پسته شیر میخواهد

پيسته شيل (شير) خيلي دوست داله.هم سپيده هم خشمزست هم با همه چيز گاطي ( قاطي) ميشه,مثلا موز, هاناناس, گهوه (قهوه), شکلات و همه چيزاي خوشمزه ي ديگه که پيسته خيلي دوست داله.مامان جونم ميگه باسه استخون خيلي خوبه.بابايي گلدالي (گردالي) هم خيلي دوست داله. ننه جونم ميگه: ننه شير واسه استخوناي چَپل چُلاق من ديگه فايده نداره من اگه اول جوونيم خورده بودم کارساز بود.آبجي نميخوله ميگه حالم بد ميشه داداشي هم اصلا توي باغ شيل نيست.
پيسته صبحونه يک ليوان شيل حتما ميخوله.ميان وهده ( ميان وعده) يک ليوان ديگه ميخوله.بهد از ناهال شيل خيلي ميچسبه. نزديکاي شام يک ليوان ديگه خيلي خوش به حال آدم ميکنه.دو تا ليوان ديگه يکي وسط شب, يکي وقتي پيسته مي خوابه.با اين حساب پيسته لوزي 6 ليوان شيل مي خوله تا گوي و پل زول (قوي و پر زور) بشه و مثل ننه جون چَپل چُلاگ نباشه.
پيسته اخيلا با لوند (اخيرا با روند) شيل خولدن خودش دچال مشکل شده. يهني پيسته دچال مشکل نشده بابايي گلدالي و تا حدودي ماماني جوني دچال مشکل شدند.بابايي و ماماني وقت ندارن توي صف شير وايسن تا بلاي پيسته شيل خوش طعم لايانه اي (رايانه اي) بخلند .ننه جون هم ميگه مادر من کمر وايستادن توي صف ندارم.آبجي ميگه آخه نيم وجب بچه مگه چقدر شير بايد بخوله.داداشي هم طبق مهمول توي باغ نيست. از طلفي (طرفي) شيل غيل لايانه اي پاستوليزه (پاستوريزه) خيلي بد طعمه و پيسته به هيچ وجه دوست نداله و اگه از اونا بخوله حالش بد ميشه و ميميله ( ميميره), هلگز هلگز  (هرگز) پيسته هلگز تن به چنين حقالتي (حقارت) نميده .تازشم شيل استليزه خيلي گلونه (گرونه) و بابايي گلدالي ميگه نميتونم هر دو لوز بلاي تو سه پاکت شيل استليزه بخلم.ميشه به عبالتي سه ليتر که اگه کم چلب باشه ميشه 2700 تومن و اگه پل چلب باشه تقليبا (تقريبا) ميشه 3000 تومن, که ماهيانه ميشه 40500 تومن يا 45000 تومن .خوب شما اگه جاي پيسته بودين چيکال ميکلدين ؟ واقعا يک کودک در اين دولان سخت زندگي چقدل بايد ملالت بکشد .آه اي زندگي از تو بيزالم من شيل مييييييييييييييخواااااااااااااااااااااااااااااااام.
بالاخله پيسته املوز در يک اگدام (اقدام) بي سابقه به صف طولاني شيل محله با صفاي خودش پيوست تا مشتي باشد بل دهان گلاني شيل (گراني شير) و نيم وجبي بودن خودش و همينطول اينکه نمي خواهد چپل چلاق شود.اکنون صداي پيسته لا از سوپلي محله ي باصفا, آخر صف, قسمت بانوان پشت سر زري خانوم مامان گيتي ميشنوين دل حالي که حالا ساعت 7:30 دقيقه صبح ميباشد و يک کودک در سن و سال پيسته بايد در تخت گرم و نرمش لالا باشد, اما هنوز جلقه هاي اميد دَل دِل پيسته خاموش نشده چون املوز پيسته ميتواند تا ساعت 10 شيل بخلد و بهد بخولد.

تگ ها:
           
در 10:42 بֽظֽ توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : خط خطی های پسته خانوم
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   6 نظر
             
جمعه 20 اردیبهشت 1387
خانوم و آقای Busy

یعنی چی دلتون هزار راه میره .ای بابا شما که از مادر منم دل واپسترین. آقا ما نمردیم , زیر تریلی نرفتیم, جدا نشدیم, با شما قهر نیستیم, مریض هم نیستیم.حالمون جفتمون خوبه خوبه .در سلامت کامل بسر می بریم.هیچ مشکلی هم پیش نیومده.خلاصه اینکه همه چیز بر وفق مراده. اما یه تفاوت با قبل کرده اونم اینکه به شدت مشغله داریم .حتی در طی چند هفته ی گذشته وقت نکردیم بیایم بهتون بگیم که ما سرمون شلوغه.

آی دلم هوس کرده وبلاگ بخونم. آی هوس دارم کامنت بذارم. انقد دلم غنج میزنه واسه وبگردی که نگو.امروز با چند ساعت وقتی که داشتم حسابی خودمو خفه کردم.

در سال جدید تصمیماتی گرفتم که بهتره واسه رفاه و آسایش خودم و ممد اونا رو انجام بدم.من در یک شرکت کار میکنم.درس هم میخونم.اینطوری وقتم به طور کامل پر میشه.چند ساعت هم باید به خانواده و همسرم اختصاص بدم که از همه ی دنیا برام عزیزترن.

دوست دارم به معنای کامل بلاگنویس باشم.یعنی اینکه فقط بنویسم و وبلاگهای مورد علاقم رو بخونم .میخوام از وبلاگنویسی به عنوان تفریح استفاده کنم.به سادگی فقط مطلب مورد نظرم و بنویسم و تخلیه ی فکری داشته باشم.دوست دارم فقط به وبلاگهایی سر بزنم که برام مهمن و مطالب مفید در اختیارم میزارن .کامنت هم فقط برای وبلاگهایی بذارم که نیازه نه بیشتر و نه کمتر. و از این زمان همین کارو انجام میدم به اندازه ی کافی در شرکت با کد و کامپیوتر و طرح و .. درگیر هستم دیگه بیشتر از اون لازم نیست.

باید یه عذر خواهی کنم از 50 دوست عزیزی که در یک ماه اخیر به هر طریقی سفارش قالب و سایت داشتن.از این به بعد تنها به دوستان نزدیکم که محدودیت زمانی و مالی ندارن میتونم سرویس بدم.تا یک ماه آینده این کار هم برام مقدور نیست اما شاید بعد از اون کمی وقتم باز تر بشه.

ممد بنده خدا اوضاع کاریش بدتر از منه فقط شبا پنج الی شش ساعت وقت خواب داره و موقع شام انقدر خستست که متوجه نمیشه چی میخوره. بعدا اونم میاد تعریف می کنه.

فعلا همین. میخوام تعداد نوشته هامو در ماه افزایش بدم و مطالعم و زیاد کنم. 

پ.ن یک : یک اس ام اس جالب امروز گرفتم که اینجا میذارم: 7 قانون شاد بودن: 1

: متنفر نباش 2:نگران نباش 3: ساده زندگی کن 4:کم خواب باش 5:دهنده باش 6:همیشه بخند 7: یک دوست خوب مثل من داشته باش.

پ.ن دو : از کامنت های قبلی کامنت هایی که مبنی بر دلتنگی و نگرانی بوده رو تایید نکردم چون خیلی زیاد بوده.شرمنده روی ماهتونم

تگ ها:
         
در 8:57 بֽظֽ توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : خانوادگی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   26 نظر